محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

237

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

اين بيچارگان گذشته وجود و عدم اين مشت خار و خس وادى بدنامى و خار صحراى بىسرانجامى را يكسان انگارند . اگرچه مضمون اين پيغام موافق طبع نوّاب وكيل السلطنه عليقليخان نبود ، اما چون مزاج با ابتهاج صاحب تخت و تاج و باقى اركان قصر سلطنت رفيع المعراج مايل اطفاء شعلهء اين سراج بود ، ناچار آن جناب نيز به اين معنى همداستان گرديده مقرر شد كه بعضى از معتمدان بقلعه رفته رقبهء عبوديت ايشانرا به ربقهء طاعت و بندگى درآورند و آن جماعت از قلعه بيرون آيند و در سلك ساير غلامان انتظام يافته ظلال اشفاق « 1 » و ترحمّ بر مفارق اميدشان بگسترند . بنابرين مقدمات فرهاد بيگ را ملحوظ نظر مراحم و مشمول اثر مكارم گردانيد و در مجلس بهشت آيين و محفل ارم تزيين راه يافت و خبر عزّت و تقرب فرهاد بيگ به گوش خسرو بيگ رسيده خاطر ، من كل الوجوه و الاسباب از همه ابواب جمع ساخته با ساير غلامان قرار بيرون آمدن دادند و يكبارگى قطع طريق مخالفت نموده دل بر شرايط بندگى و قواعد غلامى نهادند و مقرر شد كه روز ديگر غلامان بيرون آمده بشرف آستان بوسى مستسعد گردند كه ناگاه قاصدى از دار السلطنهء قزوين رسيد و خبر آمدن شاهزادهء سكندر اساس شاه عباس ، در اردوى معلّى شايع گرديد و خسرو بيگ غلام ، كه ازين حكايت آگاهى يافت ، همان شب با يك دو غلام [ 132 ] ديگر بگريخت و باقى متفرق شده هر كدام بگوشهءاى متوارى شدند و ازين حركت ناشايست فرهاد را بار ديگر در بندهاى گران كشيده در چاه مقيد ساختند و حكم شد كه پيروى مال و اسباب او كرده ، زرهاى بىحساب و اجناس بىقياس او را بدست آورند و از اينجهت كلنگ داران و بيلداران جلد چابك بكندن قلعهء فرهاد پرداختند .

--> ( 1 ) - م : اشقاق .